
ریاست محترم شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان خراسان رضوی
سلام علیکم
احتراماً به وکالت از آقای حسن … به استحضار میرساند :
موکل کارگر کارگاه طلاسازی مرحوم …….. بوده که از طریق آقای رضا ……. با آقای وحید …..اشنا میشود و در صحبتهای فی ما بین موکل و آقای وحید …… صحبت از سرقت طلاهای مرحوم ……. میشود و توافق میشود که موکل اطلاعات مربوط به محل کارگاه طلاسازی و روز و ساعت خروج مرحوم ……. از کارگاه همراه به طلاهای ساخته شده و میزان طلاها را به آقای وحید …..اطلاع رسانی نمایند و بقیه کارها را آقای وحید…… انجام دهد و آقای وحید …… به موکل اظهار میدارد که سرقت از طریق تصادف ساختگی و سو استفاده از غفلت به واسطه تصادف ساختگی انجام خواهد شد اما بعداً کاشف به عمل آمده که آقای وحید ……در خودش توان انجام چنین کاری را ندیده است و بدون اینکه موکل را در جریان بگذارد برای عملیات اجرایی سرقت با متهم دیگر پرونده آقای امیر ……. وارد مذاکره شده و کار را به ایشان واگذار نموده است و نامبرده هم از آقای احمد…… کمک خواسته تا با موتور سیکلت خود وی را همراهی کند متاسفانه آقای بامیر …. در جریان سرقت از سلاح گرم استفاده و موجب قتل مرحوم …..گردیده است لذا :
۱- موکل از شرکت و دخالت آقایان امیر ….. و احمد …… در جریان شرکت مطلع نبوده و به تبع آن از وجود سلاح گرم و قصد به کارگیری آن هم اطلاع نداشته است و هیچگونه هماهنگی و همفکری بین موکل و نامبردگان مذکور وجود نداشته است لذا وحدت قصد موکل برای ارتکاب سرقت با آقای وحید ……آن هم از طریق سرقت از طریق کیف قاپی بوده است و هیچگونه وحدت قصدی بین موکل با آقایان امیر …… و احمد …..وجود نداشته لذا عنوان اتهامی موکل معاونت در سرقت از طریق کیف قاپی است نه سرقت مسلحانه همانطور که بیان گردید موکل آقای امیر ….. را تا به حال ندیده و نمیشناسد و صحبتی هم با وی چه به صورت مستقیم یا با واسطه نداشته است و آقای احمد….. را هم پس از دستگیری در اداره محترم آگاهی دیده و متوجه حضور وی در سرقت گردیده است بنابراین هیچگونه مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم با نامبردگان مذکور نداشته و به تبع آن وحدت قصد هم بین موکل و آقایان امیر …. و احمد…. نمیتواند وجود داشته باشد .
حتی اگر بنا به فرض موکل با نامبردگان هم هماهنگ شده بود ( که البته نشده ) باز هم جرم معاونت در سرقت مسلحانه متوجه موکل نمیگردید زیرا بر اساس آنچه که از محتویات پرونده و اظهارات آقایان وحید.. و آقای احمد.. بر میآید نامبردگان مذکور هم از وجود سلاح گرم و قصد به کارگیری آن بیاطلاع بودهاند لذا حتی با فرض اطلاع موکل از شرکت آقایان امیر …و احمد… باز هم به استناد تبصره ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی عمل موکل معاونت در سرقت مسلحانه منجر به قتل نیست .
(تبصره ماده ۱۲۶ : چنانچه فاعل اصلی جرمی شدیدتر از مقصود معاون را مرتکب شود معاون به مجازات جرم خفیفتر محکوم میشود ) لذا عنوان تهامی موکل معاونت از طریق کیف قاپی موضوع ماده ۶۵۷ قانون مجازات اسلامی میباشد.
۲- عنوان اتهامی سردستگی ر سرقت مسلحانه منجر به قتل بر آنچه که موکل انجام داده صدق نمیکند زیرا موکل فقط اطلاعات مربوط به کارگاه میزان طلا و روز و ساعت خروج را در اختیار آقای وحید…. قرار داده است چه اینکه موارد مذکور از مصادیق معاونت است در حالی که سردستگی در حقیقت همان فرمانده عملیات مجرمانه است که نیرو برای عملیات مجرمانه را انتخاب و نقش و وظیفه هر فرد در گروه را مشخص مینماید .
حتی اگر هم فرضا برای موکل عنوان سردستگی قائل باشیم باز هم عنوان اتهامی موکل سردستگی در جرم سرقت از طریق کیف قاپی است نه سردستگی در سرقت مسلحانه منجر به قتل زیرا به شرحی که بیان گردید موکل از شرکت آقایان امیر …. و احمد ….. و همراه داشتن سلاح و قصد به کار گیری را کلاً بیاطلاع بوده است .
۳- در خصوص اتهام معاونت در قتل به استحضار میرساند :
آنچه که موکل انجام داده دادن اطلاعات مربوط به مکان کارگاه طلاسازی میزان طلاهای ساخته شده و روز و ساعت خروج مرحوم …….از کارگاه همراه با طلاها بوده که این اطلاعات وقوع جرم سرقت را تسهیل مینماید نه قتل را ، زیرا در جرم معاونت در قتل ، معاون باید حداقل یکی از اعمال مندرج در بندهای سه گانه موضوع ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی را در راستای وقوع قتل انجام دهد و بین وی و مباشر وحدت قصد هم وجود داشته باشد در حالی که دادن اطلاعات مربوط به کارگاه طلاسازی و میزان طلا و ساعت ورود و خروج مرحوم …..همگی در راستای تسهیل وقوع جرم سرقت بوده ، نه قتل و آنچه که از محتویات پرونده خصوصا اظهارات آقایان وحید ….. و احمد ….
بر میآید این است که سرقت قرار بوده از طریق تصادف ساختگی باشد، نه قتل و اقدام به شلیک گلوله اقدامی ناگهانی و بدون برنامه بوده و تبع آن اطلاعاتی که موکل به وحید …..
داده است در وقوع جرم قتل بیتاثیر بوده است لذا عنوان اتهام معاونت در قتل بر موکل صدق نمینماید .
با احترام محمد تقی سالاری